برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
وای اگر مَرد گدا یک شبه سلطان بشود
مثل اینست که گرگی سگ چوپان بشود
هرکجا هُدهُد دانا برَوَد کُنج قفس
جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
سرزمینی که درآن قحط شود آزادی
گرچه دیوار ندارد خود زندان بشود
باغبانی که به نجار دهد باغش را
فصلهایش همه همرنگ زمستان بشود
ناخدا دلخوش این آبی آرام نباش
وای از آن لحظه که هنگامه ی طوفان بشوَد
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
زخمی اگر بر قلب بنشیند؛
تو ، نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی ،
و نه می توانی قلبت را دور بیندازی.
زخــــم تــکــه ای از قــلــب تــوســت . . . .
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست.
زخم اگر نخواهی باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور می اندازی؟
زخـــم و قــلـبـت یـکــی هـسـتـنـد . . . .
، محمود دولت آبادی
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
آسمان قسمت ما بود که بی بال شدیم
دل به فریاد سپردیم ولی لال شدیم
ما به این هنجره گفتم که لب وا نکند
عاقبت پای سکوت دل ما چال شدیم
انقدر می بزنم تا عجل آید به سرم رقص کنان
انقدر می بزنم تا عجل آید به سرم رقص کنان
عاقبت مست به دیدار خدا خواهم رفت
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور